X
تبلیغات
رمان گناهکار

رمان گناهکار
 
رمان گناه کار | رمان عاشقانه | رمان بچه مثبت | رمان روزهای بارونی | وبلاگ رسمی فرشته27
رمان گناه کار | آرشام و دلارام | roman gonahkar | وبلاگ رسمی فرشته 27 | گناهکار | 98ia | رمان نودهشتیا


با اخم غلیظی نگاهش کردم..گریه می کرد..برام مهم نبود..ای کاش خفه می شد..صداش رو اعصابم بود..
رو بهش کردم و با صدای بلند گفتم :هستی برو پایین ..دیگه حتی نمی خوام یه لحظه تحملت کنم..
با گریه داد زد :نمی خوام..آرشام..چرا درکم نمی کنی؟..تو که می دونی عاشقتم..چرا با من همچین معامله ای کردی؟..چرا؟..چــــرا؟..
از صدای شیون و جیغ هایی که می کشید کنترلم رو از دست دادم .. سریع از ماشین پیاده شدم..به طرفش رفتم..درو باز کردم..بازوشو تو چنگ گرفتم و کشیدمش بیرون..
در برابر من توان مقاومت نداشت..هیچ کس چنین جراتی رو نداشت..
غریدم :بیا بیرون عوضی..دیگه نمی خوام چشمام به ریخت نحست بیافته..یا گم میشی..اونم برای همیشه یا همینجا کارتو یکسره می کنم..
یک طرف زمین خاکی بود و یک طرفه دیگه پل هوایی..پرنده پر نمی زد.........
جیغ کشید:دیگه می خوای باهام چکار کنی؟..من عوضیم یا تو؟..به روز سیاه نشوندیم..با احساساتم بازی کردی..دیگه چی دارم که می خوای ازم بگیری؟..
هلش دادم و با اخم گفتم :باهات چکار کردم؟..بهت تجاوز کردم؟..ازت فیض بردم؟..یه شب رویایی رو برات رقم زدم؟..چکارت کردم کثافت؟..
هق هق می کرد..همه ی آرایشش تو صورتش پخش شده بود..
نشست رو زمین..زار می زد.. دلم براش نمی سوخت..اره..این رو برای اونها به حق می دیدم..اینکه خردشون کنم..اینکه اونها رو تا پای نابودی بکشونم..لذت می بردم وقتی می دیدم اینطور جلوم زانو زدن وشیون و زاری راه انداختند..
من کسی هستم که هیچ چیز و هیچ کس نمی تونست باهاش برابری کنه..غروری که من داشتم برای خودم ستودنی بود..فقط خودم..مهم من بودم..نه هیچ کس دیگه..
یه لگد به پاش زدم :پاشو خودتو جمع کن..دارم بهت هشدار میدم هستی..اگر یک بار دیگه اون طرفا پیدات بشه زنده ت نمی ذارم..
سرشو بلند کرد و با گریه گفت :می دونم..خیلی خوب می شناسمت..هر غلطی ازت بر میاد..توی این مدت منو به بازی گرفتی..کاری کردی دوستت داشته باشم..ولی بعد که از خانواده م جدام کردی کشیدی کنار و گفتی همه ش یه بازی بود..خیلی نامردی آرشام..خیلی نامردی..
عصبانی شدم..یقه ش و چسبیدم و بلندش کردم..جیغ خفیفی کشید..زل زدم تو چشماش..تموم خشمم رو ریخته بودم تو چشمام..فک منقبض شده م رو محکمتر روی هم فشار دادم..
تکون محکمی بهش دادم و داد زدم :برای اخرین بار بهت میگم..تو برام مثل یه اسباب بازی بودی..تو اولین و اخرین کسی نیستی که اینطور اونو به بازی می گیرم..می دونی چیــه؟..
بلند تر داد زدم :عاشق اینم که خورد شدنتون و ببینم..اون روح و احساس لطیفتون رو به اتیش بکشم..اشک و تو چشماتون ببینم و کاری کنم که جلوم زانو بزنید..دوست دارم تو چشمام زل بزنید و بگید غلط کردم آرشام ..هرکار بگی می کنم فقط ترکم نکن..و اونجاست که برام با یه تیکه اشغال هیچ فرقی نمی کنید..
هلش دادم..به پشت افتاد رو زمین..ناله کرد..بی صدا هق هق می کرد..از صدای بلندم وحشت کرده بود..
سریع نشستم پشت فرمون و بدون اینکه به اطرافم توجه داشته باشم حرکت کردم..
از اینه عقب رو نگاه کردم..زانوهاش رو بغل گرفته بود و سرشو انداخته بود پایین..لبخند زدم..لبخندم پررنگ تر شد و کم کم تبدیل به قهقهه شد..
خنده ای از روی حرص..
خشم..
تا حد جنون عصبی بودم...........
هیچ وقت نمی خندیدم..
فقط وقتی که از شکست دادن غرور و خرد کردن احساساتشون سرمست می شدم..
اونوقت بود که با صدای بلند قهقهه می زدم..
ولی مثل همیشه اروم اروم صدام پایین اومد..تا جایی که حتی اثار لبخند هم روی لبام نموند..نمی دونم این چه حسی بود که دقیقا بعد از اجرای کارم بهم دست می داد..
صدایی تو گوشم تکرار می شد که تو یک گناهکاری ولی این پژواک رو دوست داشتم..اره..آرشام گناهکار بود..
دخترا برام یک جور وسیله ی سرگرمی بودند..می گرفتمشون تو مشتم و هر وقت که می خواستم ولشون می کردم..اونا صرفا برام حکم اسباب بازی رو داشتن نه چیز دیگه..عاشقم می شدند ولی عشقی تو کار من نبود..هه..عشق!!..
اونا هم از روی هوس می اومدن تو اغوشم..گرماش رو که حس می کردن دیگه بیرون برو نبودن..مثل یه حیوون رامم می شدن..هر کار که می خواستم می کردند ..هر کار..هرکــار..
از تو اینه ی جلو به صورت خودم نگاه کردم..مثل همیشه یه اخم روی پیشونیم درست بین ابروهام نشسته بود..این اخم با من انس گرفته بود..نه خودم می خواستم که دور بشه و نه اون منو تنها میذاشت..
دستمو دراز کردم سمت ضبط و دستگاه پخش رو روشن کردم..
صداش رو تا جایی که می تونستم بالا بردم ..
وقتی یکی از اون اسباب بازی ها رو دور می انداختم..درونم پر خروش می شد که با این تندی صدا اروم می شدم..

ادامه مطلب بخونید

بچه ها بعد از رمان گناهکار  رمان روزای  بارونی که خیلی قشنگ هست رو میزارم بعد از رمان روزای بارونی هم رمان قرار نبود رو میزارم امیدوارم که خوشتون بیاد من خودم از مان های عاشقانه خوشم میاد سعی می کنم که چندتا رمان عاشقانه هم بزارم اگر کسی دوست داشت که اینجا نویسنده بشه بهم خبر بده

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
کلمات کلیدی رمان گناهکار: رمان گناهکار نوشته فرشته27 جزئ رمان عاشقانه و رمان ایرانی برگرفته شده از رمان 98ia رمان گناهکار وبلاگ رسمی فرشته27 رمان های عشقی رمان عشقی رمان روزای بارونی بعد از رمان گناهکار و رمان رمان بچه مثبت به زودی منتشر می شود دوست داران رمان های عشقی رمان عشقی. دانلود رمان گناهکار دانلود رومان گناهکار نوشته فرشته27 بزودی لینک دانلود رمان گناهکار نوشته فرشته27 رو قرار می دهیم وبلاگ رسمی فرشته27 برای طرف دارانش دانلود رمان مخصوص مبایل به زودی لینک دانلود رمان گناهکار مخصوص مبایل رو قرار خواهیم داد دانلود رمان های عاشقانه برای مبایل در وبلاگ رسمی فرشته27 برای طرف دارانش به زودی های لینک دانلود رمان بچه مثبت مخصوص مبایل رو قرار می دهیم در اینجا وبلاگ رسمی فرشت27 رمان گناهکار رمان عاشقانه رمان بچه مثبت دانلود رمان گناهکار مخصوص مبایل رمان برای مبایل رمان گروگان من دانلود رمان گروگان من برای مبایل گروگان من بهترین رمان ایرانی برای خواندن دانلود آهنگ دی جی مریم هوار هوار . تست ویدال , انواع تست ویدال  hik' ksjvk  . رمان بچه مثبت نسخه جدید خیلی زیباست حتما" رمان بچه مثبت رو دانلود کنید. "حال کردن" با رمان های زیبا . در اینجا دانلود آهنگ جدید داریم . ازدست ندید آهنگ های دی جی مریم و هزاران تست هوش آپدیت نود32 و یوزرنیم و پسورد نود32 . دانلود تهران 1500 برای تمام با لینک مستقیم , دانلود انیمیشن تهران 1500 از سرور سایت دانلود بخش های سریال arrow . لطفا" در مورد باران یک جمله بنویسید.
برچسب‌ها: رمان, رمان گناهکار, فرشته27, رمان عاشقانه, دانلود رمان گناهکار مخصوص مبایل
نوشته شده در تاريخ 92/03/13 توسط رمان خوان
رمان | رمان گناهکار | رمان عاشقانه | وبلاگ رسمی فرشته27 | رمان ایرانی | رمان نودوهشتیا